رفتن به محتوا
TeraVella
همه مقالات

استراتژی قیمت‌گذاری عمده برای بازفروشان چای

۲۵ مرداد ۱۴۰۵TeraVella5 دقیقه مطالعه
استراتژی قیمت‌گذاری عمده برای بازفروشان چای

بازفروشی که تاکنون هرگز قیمت‌گذاری یک خط چای را انجام نداده معمولاً همان اشتباه را تکرار می‌کند: پیشنهاد قیمت تأمین‌کننده را می‌گیرد، رقمی را که معقول به نظر می‌رسد به آن می‌افزاید و کار را تمام‌شده تلقی می‌کند. مشکل اینجاست که «معقول به نظر رسیدن» بسته به کانال فروش به‌شدت متفاوت است، و حاشیه سودی که در یک حساب عمده‌فروشی جواب می‌دهد، به محض محاسبه کارمزدها و هزینه ارسال، یک آگهی تجارت الکترونیک را از سود گرسنه نگه می‌دارد. قیمت‌گذاری یک خط چای برند اختصاصی یا بازفروخته‌شده، کمتر به انتخاب یک رقم واحد مربوط می‌شود و بیشتر به ساختن ساختاری که در هر کانالی که محصول واقعاً از آن عبور می‌کند پابرجا بماند.

قیمت عمده و MSRP دو تصمیم متفاوت هستند

قیمت عمده قیمتی است که محصول با آن از تأمین‌کننده به بازفروش، توزیع‌کننده یا حساب خرده‌فروشی منتقل می‌شود. MSRP قیمتی است که به خریدار نهایی توصیه می‌شود. یکی گرفتن این دو در میان خریداران تازه‌کار رایج است؛ برخی ابتدا MSRP را تعیین می‌کنند و سپس به عقب حساب می‌کنند، بدون آنکه بررسی کنند آیا قیمت عمده حاصل، هنوز برای یک توزیع‌کننده یا شریک خرده‌فروشی پایین‌تر در زنجیره جا باقی می‌گذارد یا نه. در یک کانال چندلایه، هر لایه باید حاشیه سود خودش را از همان قیمت خرده‌فروشی بتراشد، و دقیقاً به همین دلیل است که فاصله میان قیمت عمده و MSRP باید پیش از اولین سفارش خرید برنامه‌ریزی شود، نه پس از آن تنظیم شود.

قیمت‌گذاری کی‌استون، نقطه شروعی است نه یک قاعده

قیمت‌گذاری کی‌استون، یعنی دو برابر کردن هزینه عمده برای تعیین قیمت خرده‌فروشی، واکنش پیش‌فرض در خرده‌فروشی مواد غذایی تخصصی و هدایاست و برای خط چایی بدون سابقه فروش، نقطه شروعی معقول باقی می‌ماند. در عمل، حاشیه سود ناخالص در خرده‌فروشی مواد غذایی تخصصی معمولاً در یک بازه قرار می‌گیرد نه دقیقاً دو برابر، و غالباً جایی میان ۴۰ تا ۵۵ درصد است، بسته به دسته کالا، هزینه بسته‌بندی و اینکه «داستان قفسه» تا چه حد به فروش کمک می‌کند. یک تلفیق گیاهی ممتاز با بسته‌بندی قوی اغلب می‌تواند حاشیه سود کی‌استون کامل‌تری را تحمل کند؛ چای سیاهی نزدیک به کالای عمومی در قالبی ساده ممکن است برای رقابتی ماندن در کنار برندهای جاافتاده روی قفسه، به حاشیه سودی تنگ‌تر نیاز داشته باشد.

کانال، نه فقط قیمت بلکه حاشیه سود را هم تغییر می‌دهد

چای یکسان، وقتی از کانال‌های مختلف فروخته شود، به‌ندرت حاشیه سود یکسانی دارد. یک حساب عمده‌فروشی که کارتنی و با قیمت واحد پایین‌تر می‌خرد، انتظار دارد حاشیه سود بازفروش نازک‌تر اما حجم بالاتر باشد. یک آگهی مستقیم تجارت الکترونیک هزینه‌های پردازش پرداخت، نیروی کار چیدن و بسته‌بندی سفارش، بسته‌بندی مخصوص ارسال و اغلب تحویل رایگان یا یارانه‌ای را متحمل می‌شود، که همه باید درون قیمت خرده‌فروشی جبران شوند نه نادیده گرفته شوند. یک خریدار در حوزه مهمان‌نوازی یا هدایای سازمانی ممکن است قیمت واحد بالاتری را در ازای سفارشی‌سازی بپذیرد، اما انتظار دارد این اضافه‌ارزش صادقانه منعکس شود، نه بادکرده. ساختن یک حاشیه سود ترکیبی واحد در هر سه کانال، تقریباً همیشه به قیمت‌گذاری پایین‌تر از حد در سخت‌ترین کانال می‌انجامد.

آنچه واقعاً در هزینه تمام‌شده تحویل جای می‌گیرد

قیمت واحد عمده از یک تأمین‌کننده به‌ندرت هزینه واقعی بازفروش است. حمل‌ونقل تا بازار مقصد، عوارض واردات در صورت کاربرد، انبارداری تا زمان فروش، ذخیره‌ای برای شکستگی یا عمر قفسه‌ای کوتاه، و هزینه هرگونه برچسب‌گذاری یا بسته‌بندی مجدد پس از دریافت، همگی باید پیش از افزودن حاشیه سود در بالای آن، در هزینه تمام‌شده تحویل جای بگیرند. بازفروشی که صرفاً بر اساس قیمت واحد اعلام‌شده تأمین‌کننده قیمت‌گذاری می‌کند، بی‌سروصدا بخشی از حاشیه سود موردنظرش را به هزینه‌هایی وامی‌گذارد که فراموش کرده حساب کند، و این شکاف تنها زمانی نمایان می‌شود که اولین محموله برسد و فاکتورهای واقعی از راه برسند.

برند اختصاصی مشخص می‌کند حاشیه سود از آن چه کسی است

بازفروش یک خط چای برند موجود، حاشیه سود را به همان فاصله‌ای محدود می‌کند که برند میان قیمت عمده و قیمت خرده‌فروشی پیشنهادی خود اجازه می‌دهد. ساختن یک خط برند اختصاصی این را تغییر می‌دهد: بازفروشی که تلفیق و بسته‌بندی اختصاصی خودش را سفارش می‌دهد، هم قیمت عمده‌ای که به تولیدکننده می‌پردازد و هم MSRPای که با آن می‌فروشد را خودش تعیین می‌کند، بنابراین کل فاصله میان هزینه تمام‌شده تحویل و قیمت روی قفسه، کاملاً در اختیار برنامه‌ریزی خودش است، نه اینکه با یک مالک برند بالادستی تقسیم شود. این مزیت تنها زمانی سودآور می‌شود که حجم سفارش، بسته‌بندی، طراحی گرافیکی و تعهدات حداقل مقدار سفارشی را که تولید برند اختصاصی معمولاً می‌طلبد پوشش دهد، و به همین دلیل بیشتر فعالان پیش از سفارش یک تلفیق کاملاً سفارشی، با یک محدوده جاافتاده شروع می‌کنند.

محافظت از قیمت پس از تعیین آن

یک ساختار قیمت‌گذاری تنها زمانی پابرجا می‌ماند که برخورد با یک تبلیغ، یک کانال جدید یا یک دور تولید دوم را تاب بیاورد. کاهش MSRP برای یک عرضه بدون برنامه‌ای برای بازگشت به قیمت کامل، مشتریان را به انتظار برای تخفیف بعدی عادت می‌دهد. تمدید مهلت پرداخت به یک حساب عمده‌فروشی بدون تنظیم برای هزینه آن اعتبار، بی‌سروصدا حاشیه سودی را که مدل قیمت‌گذاری فرض کرده بود می‌ساید. بازفروشانی که برنامه‌های چای خود را طی چند سال سودآور نگه می‌دارند، معمولاً کسانی هستند که در هر سفارش مجدد، هزینه تمام‌شده تحویل، حاشیه سود کانال و MSRP را با هم بازبینی می‌کنند، نه اینکه یک رقم را یک‌بار تعیین کنند و دست‌نخورده رهایش کنند.

TeraVella از بازفروشان و مالکان برند اختصاصی با تولید قراردادی و بسته‌بندی کیسه چای از آنتالیا پشتیبانی می‌کند؛ هزینه واحد، حداقل مقدار سفارش و زمان تحویل برای هر بریف در مرحله استعلام قیمت تأیید می‌شود.

#کیسه چای#برند اختصاصی (private label)#خرده‌فروشی#تجارت الکترونیک#قیمت‌گذاری عمده#استراتژی حاشیه سود

پرسش‌های متداول

تفاوت قیمت عمده و MSRP برای چای چیست؟
قیمت عمده مبلغی است که یک خرده‌فروش یا توزیع‌کننده به ازای هر واحد به تأمین‌کننده یا مالک برند پرداخت می‌کند. MSRP، یعنی قیمت پیشنهادی سازنده برای فروش به مصرف‌کننده، قیمتی است که برند توصیه می‌کند از خریدار نهایی دریافت شود. فاصله میان این دو، حاشیه سود ناخالص خرده‌فروش پیش از کسر هزینه‌های عملیاتی خودش است.
بازه معمول نرخ سود در خرده‌فروشی تخصصی مواد غذایی چقدر است؟
قیمت‌گذاری کی‌استون، یعنی دو برابر کردن هزینه عمده، قاعده شروع رایجی در خرده‌فروشی مواد غذایی تخصصی و هدایا است، هرچند بسیاری از فعالان به‌جای نرخ ثابت ۵۰ درصد، در بازه‌ای تقریباً میان ۴۰ تا ۵۵ درصد حاشیه سود ناخالص قرار می‌گیرند. اینها هنجارهای کلی صنعت هستند نه فرمولی ثابت، و رقم درست به دسته کالا، کانال فروش و هزینه‌های سربار بستگی دارد.
آیا فروشندگان تجارت الکترونیک باید همان حاشیه سود خرده‌فروشی حضوری را به کار ببرند؟
معمولاً حاشیه سود بالاتری. فروشندگان آنلاین هزینه‌های پردازش پرداخت، نیروی کار چیدن و بسته‌بندی سفارش، مرجوعی‌ها و اغلب ارسال رایگان را متحمل می‌شوند، هزینه‌هایی که یک خرده‌فروش حضوری به همان شکل ندارد. بسیاری از فروشندگان آنلاین مواد غذایی تخصصی حاشیه سودی بالاتر از بازه معمول فروشگاه‌های حضوری هدف قرار می‌دهند تا این هزینه‌های ویژه کانال را پوشش دهند.
برند اختصاصی (private label) چگونه محاسبه حاشیه سود را برای یک بازفروش تغییر می‌دهد؟
مالک یک برند اختصاصی (private label) هم قیمت عمده و هم قیمت خرده‌فروشی را خودش تعیین می‌کند، بنابراین تمام حاشیه سود میان هزینه تمام‌شده تحویل و MSRP متعلق به خود اوست، نه اینکه با یک برند بالادستی تقسیم شود. این کنترل، اصلی‌ترین استدلال مالی برای برند اختصاصی است، به شرطی که حجم سفارش برای توجیه بسته‌بندی و تعهد حداقل مقدار سفارش کافی باشد.
علاوه بر قیمت واحد، چه هزینه‌هایی باید در حاشیه سود چای لحاظ شود؟
حمل‌ونقل و عوارض گمرکی تا بازار بازفروش، انبارداری، شکستگی یا کسری، مهلت‌های پرداخت داده‌شده به خریداران پایین‌دستی، و هرگونه بسته‌بندی یا برچسب‌گذاری انجام‌شده پس از دریافت کالا. در نظر گرفتن قیمت واحد اعلام‌شده تأمین‌کننده به‌عنوان کل هزینه تمام‌شده تحویل، رایج‌ترین دلیل حاشیه سودی است که روی کاغذ خوب به نظر می‌رسد اما در عمل ناچیز از آب درمی‌آید.
آیا MSRP را می‌توان پس از عرضه یک خط چای تغییر داد؟
بله، اما باید این کار آگاهانه انجام شود و از پیش به هر شریک عمده‌فروشی یا توزیعی موجود اطلاع داده شود. افزایش قیمت بدون اطلاع قبلی پس از یک قیمت عرضه تبلیغاتی می‌تواند اعتماد شرکای خرده‌فروشی اولیه را خدشه‌دار کند، در حالی که نگه داشتن قیمت در سطحی بیش از حد پایین برای مدتی طولانی، حاشیه سود همه را بی‌دلیل فشرده می‌کند.

مواد اولیه مرتبط را ببینید

مطالب مرتبط

بیایید ماده مناسب نیاز شما را پیدا کنیم

ما شما را با مواد گیاهی مناسب و مستندات فنی کامل برای فرمولاسیونتان همراه می‌کنیم.

تماس بگیرید