هر کسی که درباره فروش چای آنلاین تحقیق کند، دیر یا زود با هر دو اصطلاح در یک نفس روبهرو میشود، انگار برند اختصاصی و دراپشیپینگ دو تنظیم روی یک کیفیتسنج واحدند. اما اینطور نیست. این دو در دو سوی متضاد یک پرسش بنیادین قرار دارند — آیا فروشنده مالک موجودی و دستور ترکیب است، یا یک شخص ثالث مالک هر دو است در حالی که فروشنده فقط مالک آگهی است؟ روشن کردن این موضوع پیش از انتخاب تأمینکننده، یک بنیانگذار را از ساختن یک برنامه بازاریابی حول مدل کسبوکاری که هرگز واقعاً به آن تن نداده، نجات میدهد.
دو کسبوکار متفاوت زیر یک برچسب مشترک «فروش چای»
یک کسبوکار چای دراپشیپینگ، یک عملیات خردهفروشی و بازاریابی است که روی محصول نهایی شخص دیگری لایهگذاری شده است. فروشنده یک آگهی از کاتالوگ یک تأمینکننده انتخاب میکند، قیمتی تعیین میکند و ترافیک را به آن هدایت میکند؛ تأمینکننده سفارش را بستهبندی و اغلب مستقیماً ارسال میکند. یک کسبوکار چای برند اختصاصی به یک رابطه تولیدی نزدیکتر است: برند دستور ترکیب، گراماژ و فرمت کیسه را تعریف میکند، یک بستهبند قراردادی آن را تولید میکند و موجودی نهایی پیش از فروش حتی یک واحد، متعلق به برند است. هر دو ممکن است در نهایت به یک صفحه محصول تبدیل شوند که رویش «چای» نوشته شده و یک لوگو دارد، و دقیقاً به همین دلیل این دو با هم اشتباه گرفته میشوند — نمای فروشگاه یکسان به نظر میرسد، در حالی که پشت آن تقریباً هیچچیز یکسان نیست.
دراپشیپینگ در واقع شما را متعهد به چه چیزی میکند
جذابیت دراپشیپینگ در تعهد اولیه پایین آن است: هیچ حداقل سفارشی برای تأمین مالی وجود ندارد، هیچ موجودیای در انبار نمیماند، هیچ نوبت بستهبندیای پیش از اولین فروش نیاز به تأیید ندارد. اما آنچه در عوض فروشنده را به آن متعهد میکند، یک محصول ثابت و عمومی است — همان دستور ترکیب، همان گراماژ و اغلب همان کیسهای که آگهیهای دیگر هم میفروشند، زیرا تأمینکننده از یک خط تولید به بسیاری از فروشندگان خدمات میدهد. کیفیت، زمانبندی سفارش مجدد و در دسترس بودن موجودی خارج از کنترل فروشنده است و حاشیه سود نازکتر است زیرا هزینه تحویل سفارش پیش از اینکه فروشنده سود خود را اضافه کند، در هر واحد لحاظ شده است.
برند اختصاصی در واقع شما را متعهد به چه چیزی میکند
برند اختصاصی این مصالحه را برعکس میکند. برند سرمایه را در یک حداقل سفارش و موجودی نهایی که باید فروخته شود متعهد میکند و کار برنامهریزی انتخاب یک دستور ترکیب، تعیین گراماژ، انتخاب فرمت کیسه و پاکت، و تأیید طرح بستهبندی پیش از شروع تولید را بر عهده میگیرد. در عوض، محصولی به دست میآورد که هیچ فروشگاه دیگری آن را به همین شکل نمیفروشد، کنترلی بر زمانبندی سفارش مجدد، و اقتصاد واحدی که حاشیه سود تحویل سفارش یک شرکت دوم را حمل نمیکند. این در ابتدا کاری سنگینتر است و بهمحض اینکه محصول شروع به فروش میکند، جایگاهی قویتر.